<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>نوآوری های اخیر در روان‌شناسی</title>
    <link>https://www.recentpsy.com/</link>
    <description>نوآوری های اخیر در روان‌شناسی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>پیش‌بینی راهبردهای تنظیم هیجانی بر اساس افکار خودکار منفی با نقش واسطه‌ای عاطفه مثبت در زنان باردار شهر یاسوج</title>
      <link>https://www.recentpsy.com/article_224136.html</link>
      <description>هدف از این پژوهش پیش‌بینی راهبردهای تنظیم هیجانی بر اساس افکار خودکار منفی با نقش واسطه‌ای عاطفه مثبت بود. در یک طرح همبستگی، تعداد 200 نفر از زنان باردار شهر یاسوج با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. گردآوری داده‌ها با پرسش‌نامه افکار خودکار (ATQ)، مقیاس عواطف مثبت و منفی (PANAS) و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (CERQ) انجام شد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که افکار خودکار منفی به‌طور معناداری عاطفه مثبت را کاهش می‌دهند (0.01&amp;amp;gt;P). همچنین، عاطفه مثبت می‌تواند راهبردهای تنظیم هیجان مثبت و منفی را پیش‌بینی کند (0.05&amp;amp;gt;P). افکار منفی با هر دو نوع راهبرد تنظیم هیجان مرتبط بودند، اما ارتباط آن‌ها با راهبردهای منفی قوی‌تر بود. در رگرسیون چندگانه، عاطفه مثبت پیش‌بینی‌کننده راهبردهای مثبت و افکار منفی پیش‌بینی‌کننده راهبردهای منفی بودند (0.01&amp;amp;gt;P). با این حال، آزمون سوبل نشان داد که عاطفه مثبت نقش میانجی در رابطه بین افکار منفی و راهبردهای هیجانی منفی ندارد (0.05P). این نتایج بر اهمیت مدیریت افکار منفی در بهبود تنظیم هیجان تأکید می‌کند و نشان می‌دهد که تقویت عاطفه مثبت ممکن است با کاهش افکار منفی در افزایش راهبردهای سازگارانه تنظیم هیجان مؤثر باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل ساختاری اختلالات خوردن براساس سبک‌های دلبستگی با نقش واسطه‌ای تنظیم شناختی هیجان در زنان شاغل</title>
      <link>https://www.recentpsy.com/article_225208.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر بررسی مدل ساختاری اختلالات خوردن براساس سبک‌های دلبستگی با نقش واسطه‌ای تنظیم شناختی هیجان در زنان شاغل بود. روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری را زنان شاغل در بیمارستان‌های شهر هشتگرد در سال 1402 تشکیل می‌دادند. نمونه &amp;amp;shy;ای با حجم 185 نفر از این زنان به روش غیر&amp;amp;shy;تصادفی در‌دسترس انتخاب شدند و مقیاس تشخیصی اختلال خوردن  (EDDS)، مقیاس تجدیدنظر شده دلبستگی بزرگسالان (RAAS) و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (CERQ) را تکمیل کردند. دلبستگی دوسوگرا به صورت مستقیم (0.030=&amp;amp;beta;) و غیرمستقیم (0.043=&amp;amp;beta;) بر اختلالات خوردن تأثیر داشت. دلبستگی ایمن نیز تنها اثر غیرمستقیم بر اختلالات خوردن داشت(0.091-=&amp;amp;beta;). مدل پژوهش از برازش خوبی برخوردار بود و متغیرهای پیش &amp;amp;shy;بین مدل توانستند 31 درصد از واریانس اختلالات خوردن را تبیین کنند. بر این اساس می&amp;amp;shy;توان استنباط کرد که سبک &amp;amp;shy;های دلبستگی با نقش واسطه&amp;amp;shy;ای تنظیم شناختی هیجان در  پیش&amp;amp;shy;بینی اختلالات خوردن زنان شاغل موثرند. یافته&amp;amp;shy; های این پژوهش می&amp;amp;shy;تواند در پیشگیری و درمان اختلالات خوردن مورد استفاده متخصصان حوزه بهداشت و روان قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نشانه‌های روان‌تنی و اضطراب سلامت در زنان مبتلا به بیماری‌های جسمانی</title>
      <link>https://www.recentpsy.com/article_225216.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نشانه‌های روان‌تنی و اضطراب سلامت در زنان مبتلا به بیماری‌های جسمانی انجام شد. این پژوهش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون - پس‌آزمون با گروه کنترل بود و جامعه آماری آن را زنان دارای علائم روان‌تنی با شکایات جسمانی (قلبی - عروقی و گوارشی) مراجعه‌کننده به مراکز درمانی دولتی شهر مشهد در سال 1403 تشکیل می‌داد. نمونه موردمطالعه 30 بیمار بود که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و کنترل (هرکدام 15 نفر) گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس شکایات روان تنی (PCS) و سیاهه اضطراب سلامت(HAI-18) بود. گروه آزمایش در 8 جلسۀ 90 دقیقه‌ای به صورت هفتگی، تحت مداخلۀ مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفت. تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل در نشانه‌های روان‌تنی و اضطراب سلامت تفاوت معناداری وجود دارد(0.05&amp;amp;gt;P) و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش نشانه‌های روان‌تنی(0.80=Eta2) و اضطراب سلامت (0.37=Eta2) مؤثر است. درمجموع با توجه به اثربخشی مثبت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش علائم روان‌تنی و اضطراب سلامت زنان مبتلا به بیماری‌های جسمی، استفاده از این رویکرد به روان‌شناسان و روان‌درمانگران حوزه سلامت پیشنهاد شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش دشواری‌های تنظیم هیجان،آینده نگری و ارزش‌های شخصی در پیش بینی ترس از تنهایی در دانشجویان دارای نشانگان اختلال شخصیت وابسته</title>
      <link>https://www.recentpsy.com/article_233019.html</link>
      <description>هدف از این پژوهش بررسی نقش دشواری‌های تنظیم هیجان، آینده نگری و ارزش‌های شخصی در پیش بینی ترس از تنهایی در دانشجویان دارای نشانگان اختلال شخصیت وابسته بود. تعداد 135 نفر از دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه که بر اساس سیاهه تجدیدنظر شده اختلال شخصیت وابسته (DPI-R) دارای نشانگان اختلال شخصیت وابسته بودند، به صورت در دسترس انتخاب شدند. گردآوری داده&amp;amp;shy;ها با مقیاس احساس تنهایی دانشجویان (SLFS)، زمینه یاب ارزشی شوارتز  (SVS)، پرسشنامه سنجش آینده نگری (FOQ) و مقیاس دشواری‌های تنظیم هیجان (DERS) انجام شد. نتایج نشان داد که بین ترس از تنهایی با دشواری در تنظیم هیجان همبستگی مثبت و معنادار (05/0&amp;amp;gt;P) و با آینده نگری و ارزش های شخصی همبستگی منفی و معناداری (05/0&amp;amp;gt;P) وجود دارد. تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که دشواری‌های تنظیم هیجانی، آینده نگری و ارزش های شخصی، ترس از تنهایی را به میزان 68 درصد پیش بینی می‌کنند. آینده نگری سهم بیشتری در پیش بینی متغیر ملاک داشت. یافته‌های این پژوهش گویای آن بود که آینده‌نگری، ارزش‌های شخصی و دشواری‌های تنظیم هیجانی تأثیر معناداری بر ترس از تنهایی در دانشجویان دارای نشانگان اختلال شخصیت وابسته دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه روان رنجوری و عملکرد عصب روان‌شناختی با رفتارهای پرخطر رانندگی</title>
      <link>https://www.recentpsy.com/article_234694.html</link>
      <description>گسترش رفتارهای پرخطر در رانندگی و تأثیر برجسته عوامل انسانی در بروز حوادث جاده‌ای نمایه‌ای از سلامت افراد جامعه است. این پژوهش با هدف بررسی رابطه روان رنجوری و عملکرد عصب روان‌شناختی (لوب‌های فرونتال، تمپورال و هسته‌های قاعده‌ای) با رفتارهای پرخطر رانندگی انجام شد. روش پژوهش توصیفی و همبستگی بود. جامعه آماری شامل رانندگان خودروهای سنگین (شامل رانندگان انواع کامیون تریلر و اتوبوس) مراجعه کننده به مراکز ارایه خدمات کارت سلامت رانندگان و معاینه فنی شهرستان نجف آباد بودند. تعداد 100 نفر با توجه به ملاک های ورود پژوهش و با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. گردآوری داده‌ها با پرسشنامه رفتار رانندگی منچستر (DBQ)، پرسشنامه شخصیتی پنج عاملی نئو (NEO-FFI) و پرسشنامه سیستم‌های بازداری و فعال‌سازی رفتاری (BIS/BAS)انجام شد. یافته‌ها نشان داد که روان رنجوری با بروز رفتارهای پرخطر رانندگان رابطه مثبت و معنی‌داری دارد(0.05&amp;amp;gt;P). ویژگی‌های عصب روان‌شناختی لوب فرونتال، تمپورال و هسته‌های قاعده‌ای مغز با رفتارهای پرخطر رانندگان در بخش لغزش و اشتباهات دارای همبستگی بالایی است. ضریب همبستگی بین عوامل شخصیتی با بروز رفتارهای رانندگی پرخطر0.75=r و با ویژگی‌های عصب روان‌شناختی 0.68=r بود. با توجه به این یافته‌ها، اقدامات پیشگیرانه و مداخله‌ای در زمینه اصلاح و بهبود رفتار رانندگی و کاهش رفتارهای پرخطر از طریق بهبود ویژگی‌های شخصیتی و عصب روان‌شناختی رانندگان ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی آموزش مدیریت زمان بر کاهش اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی و اضطراب یادگیری دانش‌آموزان</title>
      <link>https://www.recentpsy.com/article_235270.html</link>
      <description>هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش مدیریت زمان بر کاهش اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی و اضطراب یادگیری در دانش‌آموزان دوره متوسطه اول بود. پژوهش حاضر نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه شهرستان کنارک در سال تحصیلی 1404-1403 تشکیل می‌داد. تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای‌دهی شدند. آموزش مدیریت زمان طی 10 جلسه 45 دقیقه‌ای (یک بار در هفته) برای گروه آزمایش اجرا شد. همه شرکت کنندکان قبل و پس از آموزش براساس پرسشنامه هیجان‌های تحصیلی (AEQ) و پرسشنامه اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی مبتنی بر موبایل (AMQ-SN) مورد ارزیابی قرار گرفتند. تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش مدیریت زمان به طور معناداری باعث کاهش اضطراب یادگیری و اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی در گروه آزمایش شده است (0.01&amp;amp;gt;P). براساس نتایج پژوهش حاضر می‌توان از آموزش مدیریت زمان برای بهبود اضطراب یادگیری و اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی استفاده کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی مجدد شناختی به عنوان یک مکانیسم تغییر: چگونه برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی (MBSR)، حساسیت اضطرابی را در مردان جوان کاهش می‌دهد؟</title>
      <link>https://www.recentpsy.com/article_235779.html</link>
      <description>اگرچه کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی (MBSR) به‌طور مؤثری علائم اضطراب را کاهش می‌دهد، اما سازوکارهای روان‌شناختی خاصی که این تغییر را توضیح می‌دهند، همچنان نیازمند بررسی بیشتر هستند. این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال بود که آیا کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی با تقویت ارزیابی مجدد شناختی می‌تواند حساسیت اضطرابی را در مردان جوان کاهش دهد؟ در یک پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل (لیست انتظار) تعداد ۳۰ دانشجوی پسر با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه گمارش شدند.گروه آزمایش مداخله کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی (MBSR) را به مدت هشت جلسه ۹۰ دقیقه‌ای (هر هفته یک جلسه) را دریافت کرد. همه شرکت‌کنندگان شاخص تجدید نظر شده حساسیت اضطرابی (ASI-R) و پرسشنامه تنظیم هیجان (ERQ) را تکمیل کردند. تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که در مقایسه با گروه کنترل، گروه آزمایش کاهش معناداری در نگرانی‌های جسمانی و شناختی مرتبط با حساسیت اضطرابی و همچنین افزایش معناداری در ارزیابی مجدد شناختی نشان داد. تحلیل میانجی‌گری نیز نشان داد که ارزیابی مجدد شناختی به‌عنوان یک سازوکار مهم توضیح می‌دهد که چگونه مداخله کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی (MBSR) نگرانی‌های شناختی مرتبط با اضطراب را کاهش می‌دهد. این یافته‌ها پیشنهاد می‌کنند که ادغام راهبردهای ارزیابی مجدد شناختی در مداخلات مبتنی بر ذهن‌آگاهی می‌تواند نتایج مرتبط با فرایندهای شناختیِ اضطراب‌محور را در مردان جوان بهبود بخشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش میانجی تاب‌آوری در رابطه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان با رفتارهای پرخطر در نوجوانان پسر</title>
      <link>https://www.recentpsy.com/article_237052.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی تاب‌آوری در رابطه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان با رفتارهای پرخطر در نوجوانان پسر بود. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود و جامعه آماری آن را دانش آموزان پسر دوره اول متوسطه منطقه چهار شهر کرج تشکیل می‌دادند. تعداد 315 نفر از این دانش آموزان با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان(CERQ)، مقیاس تاب‌آوری کانور و دیویدسون(CD-RISC) و مقیاس‌ خطر پذیری نوجوانان ایرانی(IARS) را تکمیل کردند. نتایج نشان داد که راهبردهای سازگارانه تنظیم هیجان بر تاب آوری اثر مثبت و معنادار دارد (0.01&amp;amp;gt;P) اما بر رفتارهای پرخطر اثر معناداری ندارد (0.05&amp;amp;lt;P)؛ در حالیکه راهبردهای ناسازگارانه تنظیم هیجان بر تاب آوری اثر معناداری ندارد (0.05&amp;amp;lt;P) اما بر رفتارهای پرخطر اثر مثبت و معناداری دارد(0.01&amp;amp;gt;P). تاب آوری نیز اثر منفی و معناداری بر رفتارهای پرخطر داشت(0.01&amp;amp;gt;P). سایر نتایج نشان داد که تنها اثر غیرمستقیم راهبردهای سازگارانه تنظیم هیجان بر رفتارهای پرخطر از طریق تاب آوری منفی و معنادار است(0.01&amp;amp;gt;P). در واقع تاب آوری تنها در ارتباط بین راهبردهای سازگارانه تنظیم هیجان و رفتارهای پرخطر نوجوانان پسر نقش میانجی دارد. بر این اساس به نظر می‌رسد برای کاهش رفتارهای پرخطر در نوجوانان پسر باید نقش راهبردهای سازاگارانه تنظیم هیجان و تأثیر آن بر افزایش تاب آوری را در نظر گرفت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تنظیم هیجانی، نیازهای بنیادین روان‌شناختی و سرزندگی در روابط دوستانه در دانشجویان</title>
      <link>https://www.recentpsy.com/article_244809.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی نیازهای بنیادین روان‌شناختی در رابطه تنظیم هیجانی با سرزندگی در روابط دوستانه در دانشجویان انجام شد. در یک طرح همبستگی تعداد 150 نفر از دانشجویان دوره کارشناسی موسسه آموزش عالی بهار مشهد در نیمسال دوم سال تحصیلی 1404-1403 به صورت در دسترس انتخاب شدند. گردآوری داده‌ها با سیاهه تنظیم هیجانی (ERI)، مقیاس نیازهای بنیادین روان‌شناختی در روابط (BNS-RS) و مقیاس سرزندگی ذهنی (SVS) انجام شد. نتایج نشان داد که اثرات مستقیم تنظیم یکپارچه بر نیاز به شایستگی و نیازهای خودمختاری، شایستگی و پیوند داشتن به سرزندگی در روابط دوستانه مثبت و معنادارند. اثرات مستقیم تنظیم سرکوبگرانه بر نیازهای روانشناختی و سرزندگی در روابط نیز منفی و معنادار بودند. تنظیم مختل شده نیز بر نیاز به خودمختاری و پیوند داشتن اثرمستقیم منفی و معناداری دارد (0.05&amp;amp;gt;P). اثرات غیرمستقیم تنظیم هیجانی بر سرزندگی در روابط دوستانه به واسطه نیازهای بنیادین روان‌شناختی معنادار بود. به نظر می‌رسد تنظیم هیجانی با اثرگذاری بر تحقق نیازهای بنیادین روان‌شناختی می‌تواند بر سرزندگی افراد در سرآغاز جوانی اثرگذار باشد. بر این اساس ارتقای راهبردهای تنظیم هیجانی می‌تواند زمینه ساز افزایش سرزندگی در روابط دوستانه باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش میانجی امید به زندگی در رابطه کارکرد خانواده و سلامت روان</title>
      <link>https://www.recentpsy.com/article_243621.html</link>
      <description>هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی‌ امید به زندگی در رابطه کارکرد خانواده و سلامت روان در دانشجویان بود. در یک طرح همبستگی، تعداد 392 نفر از دانشجویان دانشگاه کردستان در نیم‌سال دوم سال تحصیلی ۱۴۰۲&amp;amp;ndash;۱۴۰۱ با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گردآوری داده‌ها با فرم کوتاه چک لیست بهداشت روانی(MHC-SF)، مقیاس امید اسنایدر (SHS) و شیوه سنجش خانوادگی مک مستر (FAD) انجام شد. یافته‌ها نشان داد که بین ابعاد کارکرد خانواده، امید به زندگی و سلامت روان روابط مثبت و معناداری وجود دارد (0.01&amp;amp;gt;P). مدل تحلیل مسیر از برازش مطلوبی برخوردار بود. تمامی اثرات مستقیم ابعاد کارکرد خانواده بر امید به زندگی و سلامت روان از نظر آماری معنادار بودند (0.05&amp;amp;gt;P). بررسی اثرات مستقیم نیز نشان داد که اثر غیرمستقیم ابعاد کارکرد خانواده به واسطه امید به زندگی بر سلامت روان از نظر آماری معنادار است(0.05&amp;amp;gt;P). بر این اساس به نظر می‌رسد کارکرد سالم خانواده با افزایش امید به زندگی در دانشجویان، سلامت روانی آنان را افزایش می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی آموزش مبتنی بر هوش کلامی و میان فردی گاردنر بر عملکرد خواندن و مهارت‌های اجتماعی دانش‌آموزان با اختلال خواندن</title>
      <link>https://www.recentpsy.com/article_243059.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی آموزش مبتنی بر هوش کلامی و میان فردی گاردنر بر عملکرد خواندن و مهارت‌های اجتماعی دانش‌آموزان با اختلال خواندن بود. این پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش‌آزمون - پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش&amp;amp;shy;آموزان دختر دارای اختلال خواندن پایه اول ابتدایی مراجعه‌کننده به مرکز آموزشی و توان&amp;amp;shy;بخشی مشکلات ویژه یادگیری آموزش‌وپرورش شهر قاین بود. نمونه موردنظر نیز شامل 30 نفر از این افراد بوده که به ‌روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به‌تصادف در دو گروه مساوی قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه مهارت‌های اجتماعی ماتسون (MESSY) و آزمون تشخیصی خواندن (RDT) بود. گروه‌ آزمایش 10 جلسه 60 دقیقه‌ای تحت آموزش مبتنی بر هوش کلامی و میان فردی گاردنر قرار گرفتند و گروه گواه آموزشی دریافت نکردند. تحلیل کوواریانس حاکی از اثربخشی مثبت آموزش مبتنی بر هوش کلامی و میان فردی گاردنر بر عملکرد خواندن و مهارت‌های اجتماعی دانش‌آموزان بود (0.05&amp;amp;gt;P). بر همین اساس می‌توان از این روش در جهت ترمیم مشکلات خواندن دانش&amp;amp;shy;آموزان با نقص یادگیری خواندن استفاده کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌بینی افسردگی در زنان متأهل بر اساس کارکرد خانواده مبدأ، ادراک ازدواج والدین و بلوغ عاطفی</title>
      <link>https://www.recentpsy.com/article_242984.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف پیش‌بینی افسردگی زنان متأهل بر اساس کارکرد خانواده مبدأ، ادراک ازدواج والدین و بلوغ عاطفی انجام شد. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری آن شامل تمامی زنان متاهل ساکن شهر رشت در سال &amp;amp;nbsp;1404 بود. تعداد 200 نفر از این زنان با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و فرم کوتاه سیاهه افسردگی بک (BDI-13)، مقیاس خانواده اصلی (FOS)، پرسشنامه ادراک ازدواج &amp;amp;nbsp;والدین (PPMQ) و مقیاس بلوغ عاطفی (EMS) را تکمیل کردند. یافته‌ها نشان داد که بین کارکرد خانواده مبدأ، ادراک ازدواج والدین و بلوغ عاطفی با افسردگی رابطه معنی‌دار وجود دارد (0.05&amp;amp;gt;P). رگرسیون گام به گام نشان داد که کارکرد خانواده مبدأ (0.24-=&amp;amp;beta;)، ادراک ازدواج والدین(0.27-=&amp;amp;beta;) &amp;amp;nbsp;و بلوغ عاطفی (0.31-=&amp;amp;beta;) در مجموع 46.1 درصد از واریانس افسردگی را تبیین می‌کنند. براین اساس مشاوران و درمانگران می‌توانند در برنامه‌ریزی‌های خود در جهت بهبود افسردگی در زنان متاهل، به سطوحِ بالای کارکرد خانواده مبدأ؛ ادراک ازدواج والدین و بلوغ عاطفی توجه داشته باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مرور نظام‌مند پیامدهای روانی-تربیتی مداخلات مبتنی بر خودتنظیمی در کودکان ایرانی</title>
      <link>https://www.recentpsy.com/article_242985.html</link>
      <description>با توجه به چالش‌های روزافزون در سلامت روان و پیشرفت تحصیلی کودکان ایرانی، نیاز به تقویت مهارت‌های خودتنظیمی به عنوان یک شایستگی مهم برای مقابله با مشکلات رفتاری و یادگیری بیش از پیش احساس می‌شود. هدف این پژوهش، مروری نظام‌مند بر اثربخشی آموزش مهارت‌های خودتنظیمی بر متغیرهای روانی-تربیتی کودکان ایرانی بود. روش پژوهش حاضر، مرور نظام‌مند پژوهش‌های منتشر شده در بازه زمانی فروردین 1400 تا فروردین ۱۴۰۵ را در پایگاه‌های SID، Magiran، Ensani و Google Scholar با استفاده از کلیدواژه‌های مرتبط مورد جستجو قرار گرفتند. از مجموع 117 مقاله فارسی پس از اعمال معیارهای ورود و خروج، ۲۰ مقاله از جامعه پژوهشگران و متخصصان حوزه کودک و نوجوان استخراج و با استفاده از روش تحلیل محتوا دسته‌بندی گردید. نتایج نشان داد که آموزش مهارت‌های خودتنظیمی تأثیرات معناداری بر چهار دسته از پیامدها داشته است: بهبود شاخص‌های تحصیلی نظیر انگیزش پیشرفت و خودکارآمدی، ارتقای سلامت روان و کاهش علائم اضطراب و افسردگی، تقویت عملکردهای شناختی-عصبی شامل حافظه فعال و توجه و کاهش رفتارهای تکانشی و افزایش سازگاری اجتماعی. با توجه به یافته‌ها، به نظر می‌رسد آموزش خودتنظیمی یک مداخله کارآمد و چندبعدی برای ارتقای کیفیت زندگی و عملکرد کودکان است. پیشنهاد می‌شود مربیان پیش‌دبستانی، معلمان و مشاوران مدارس، این مهارت‌ها را نه به عنوان یک درس مجزا، بلکه به صورت یکپارچه در فعالیت‌های روزانه کلاس و تعاملات با دانش‌آموزان نهادینه سازند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌بینی عزت نفس دختران در پیش نوجوانی بر اساس احساس پیوستگی و ناگویی خلقی</title>
      <link>https://www.recentpsy.com/article_243217.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف پیش‌بینی عزت نفس دختران در پیش نوجوانی بر اساس احساس پیوستگی و ناگویی خلقی انجام شد. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه آماری آن را دانش‌آموزان دوره دوم ابتدایی شهر جاجرم در سال تحصیلی 1405-1404 تشکیل دادند. تعداد 278 نفر از این افراد به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شده و مقیاس‌های احساس پیوستگی اجتماعی (SCS)، ناگویی خلقی تورنتو (TAS) و عزت‌نفس روزنبرگ (RSES) را تکمیل کردند. نتایج نشان داد که بین احساس پیوستگی و عزت‌نفس رابطه مثبت و بین ناگویی خلقی و عزت‌نفس رابطه منفی و معناداری وجود دارد(0.01&amp;amp;gt;P). رگرسیون چندگانه نیز نشان داد که احساس پیوستگی (0.51 =&amp;amp;beta;) و ناگویی خلقی (0.32- =&amp;amp;beta;) به‌طور معناداری قادر به پیش‌بینی عزت‌نفس دختران در پیش نوجوانی هستند (0.01&amp;amp;gt;P). نتایج این پژوهش بر اهمیت توجه به مؤلفه‌های هیجانی و اجتماعی در دوره پیش نوجوانی تأکید دارد و نشان می‌دهد که تقویت احساس پیوستگی و آموزش مهارت‌های هیجانی می‌تواند نقش مؤثری در ارتقای عزت‌نفس دختران در این سنین ایفا کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش میانجی شفقت به خود در رابطه ترومای کودکی و تعارض زناشویی</title>
      <link>https://www.recentpsy.com/article_243627.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی شفقت به خود در رابطه ترومای کودکی با تعارضات زناشویی با انجام شد. در یک طرح همبستگی تعداد 420 نفر از دانشجویان متأهل شاغل به تحصیل در دانشگاه کردستان در نیم‌سال اول سال تحصیلی 1402-1401 با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. گردآوری داده‌ها با پرسشنامه آسیب‌های دوران کودکی (CTQ)، مقیاس خود شفقت‌ورزی (SCS) و پرسش‌نامه تعارضات زناشویی (MCQ) انجام شد. نتایج نشان داد که  بین تروماهای کودکی با شفقت به خود رابطه منفی و با تعارض زناشویی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (0.05&amp;amp;gt;P). مدل مسیر نیز از برازش مطلوبی برخوردار بود.  تمامی اثرات مستقیم تروماهای کودکی بر شفقت به خود منفی و معنادار بودند (0.05&amp;amp;gt;P). اثر غیرمستقیم تروماهای کودکی به واسطه شفقت به خود بر تعارض زناشویی از نظر آماری معنادار بود (0.05&amp;amp;gt;P). شفقت به خود بیشترین میانجی‌گری را در رابطه غفلت عاطفی (0.09=&amp;amp;beta;) و کمترین آن را در رابطه سوء استفاده فیزیکی (0.05=&amp;amp;beta;) با تعارض زناشویی داشت. به نظر می‌رسد که شفقت به خود نقش تعیین‌کننده‌ای در نحوه انتقال آسیب‌های اولیه به روابط صمیمانه بزرگسالی ایفا می‌کند. ازاین‌رو، توجه به ارتقای ظرفیت شفقت به خود در پروتکل‌های زوج‌درمانی برای افراد دارای سابقه تروما ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی برنامه مداخله‌ای ویژه کودکان طلاق بر ناگویی هیجانی و افکار ناکارآمد</title>
      <link>https://www.recentpsy.com/article_244718.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه مداخله‌ای ویژه بر ناگویی هیجانی و افکار ناکارآمد کودکان طلاق انجام شد. روش پژوهش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کودکان ۸ تا ۱۲ ساله دارای تجربه طلاق والدین شهرستان مشهد در سال ۱۴۰۴ بود. نمونه پژوهش شامل ۴۰ کودک بود که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۲۰ نفر) جایگزین شدند. مداخله شامل ۱۲ جلسه آموزشی-حمایتی گروهی برنامه مداخله‌ای کودکان طلاق (CODIP) بود. گردآوری داده‌ها با مقیاس ناگویی هیجانی کودکان (CAS) و پرسشنامه افکار ناکارآمد (DAS) انجام شد. نتایج نشان داد که برنامه CODIP بر کاهش ناگویی هیجانی و افکار ناکارآمد کودکان گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل اثربخش بوده و سبب کاهش افکار ناکارآمد و ناگویی هیجانی کودکان شد (0.01&amp;amp;gt;P). بر اساس یافته‌ها می‌توان نتیجه گرفت که برنامه مداخله‌ای کودکان طلاق (CODIP) با تمرکز بر آموزش مهارت‌های هیجانی و شناختی، ابزار مؤثری برای بهبود سازگاری روان‌شناختی کودکان طلاق محسوب می‌شود و پیشنهاد می‌گردد این برنامه در مراکز مشاوره و روان‌شناختی به‌عنوان مداخله‌ای استاندارد مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه مصرف مواد، اختلال قمار و رفتارهای اعتیادآور در افراد تحت درمان اعتیاد</title>
      <link>https://www.recentpsy.com/article_244826.html</link>
      <description>این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین مصرف مواد، اختلال قمار و رفتارهای اعتیادآور در افراد تحت درمان در کمپ‌های ترک اعتیاد شهر بندرعباس انجام شد. در یک طرح همبستگی، تمام افراد تحت درمان در این مراکز با روش تمام شماری وارد پژوهش شدند که تعداد آنان 210 نفر بود. گردآوری داده‌ها با پرسشنامه غربالگری اعتیاد به قمار (GASQ)، آزمون غربالگری درگیری در مصرف سیگار، الکل و مواد (ASSIST)، پرسشنامه رفتار فزون کنشی جنسی(HBI-19) و مقیاس مصرف داروهای بدون نسخه (NPDUS) انجام شد. نتایج رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد که در مصرف داروهای بدون نسخه، مصرف مواد به‌تنهایی 12 درصد از واریانس را تبیین کرد (0.12=R2) و افزودن اختلال قمار باعث افزایش واریانس تبیین شده مدل شد (0.09=&amp;amp;Delta;R&amp;amp;sup2;). در رفتارهای فزون کنشی جنسی، مصرف مواد فقط 4 درصد از واریانس را تبیین کرد (0.04=R2) و افزودن اختلال قمار تغییر معناداری ایجاد نکرد (0.05&amp;amp;lt;P). یافته‌های این پژوهش نشان دادند که مصرف مواد و اختلال قمار می‌توانند زمینه مصرف داروهای بدون نسخه را فراهم آورند. در رفتار فزون کنشی جنسی مصرف مواد عامل تعیین کننده تری بود. این یافته‌ها می توانند به درمانگران و مددکاران حوزه درمان اعتیاد در کمک رسانی فعالانه تر و هدفمندتر به افراد تحت درمان کمک کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
